لحظه هایِ تُـــــــــــــــــرد

خودم نوشت های من

این وبلاگ اولین وبلاگم نیست!

خونه هایِ قبلی م رو بلاگفا مصادره کرده...

حالا اینجا شروعِ جدیدی دارم...

امیدوارم بتونم دوستانم رو پیدا کنم...

فوق سری۷: خونه بدون تو...مثل جهنمه

يكشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۴۱ ب.ظ

همسرم چند روزه اینجا نیست


خونه ی مامانم اینا اومدم و حالم خیلی بهتره


شب شهادت امام صادق دوره ای از گریه هام شروع شد که تا دو روز ادامه پیدا کرد ولی خدا رو شکر تا حدود زیادی باعث آرامشم شد


وقتی عادت ماهانه م بهم غالب میشه کلا یه آدم دیگه میشم،مخصوصا روز اول و سوم


خدا رو شکر که تمام شد...

.

تنهایی لیلا رو میبینید؟


محمد من هم  یه ورژن خوشگلتر از محمد لیلاست ولی کلیت چهره شون شبیه به همه.محمد من چشماش عسلیه و ریسشهاش رطبی ولی در مجموع خیلی یادآور محمد منه

اینو از خیلی ها هم شنیدم

.

دیشب رفتم خونه ی خودمون و شب پیش مادرشوهرم اینا بودم.البته وقت خواب رفتم طبقه بالا خونه خودمون.بنظرم وحشتناک بود!

خونه بدون همسری م بی روح و دلگیر و بد بود.


دیگه شبا اونجا نمیخوابم برا همین بازم برگشتم پیش مامانم اینا


خلاصه حال خوبی دارم شکر خدا

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۲۵
دل انگیز

نظرات  (۳)

۲۵ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۵ ♡بهشـــت زودهنـــگــام♡
آره منم 4 روز تو ماه همسرم ماموریتن ولی من کسیو ندارم برم پیشش؛ پایینم راحت نیستم بالاجبار شبا تنها میخوابم؛ وحشتناک نیست برام دلگیره...
پاسخ:
منم پایین راحت نیستم اصلا برا همین رفتم بالا خوابیدم ،با این حال خونه از شدت دلگیریش وحشتناااااک میسشه بدون یاااار
۳۱ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۳۹ محبوب حبیب
سلام دل انگیز عزیزم
این تنهایی ها گاهی برای هر دو نفر لازمه تا قدر هم رو بیشتر بدونن :) ناراحتش نباش. همه مون یه موقع هایی داریم این تنهایی ها رو می کشیم. 
عوضش هر وقت بیاد کلی عشقولانه میشین :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی